تبلیغات
html dir="ltr"> سینما
سینما
تحلیل آمار سایت و وبلاگ
«بینوایان/Les Miserables» که به عقیده ی عده ای بهترین رمان نوشته شده به زبان فرانسه است، تا به حال تقریباً به هر شکل قابل تصور مورد اقتباس قرار گرفته است. این اقتباس ها شامل چندین فیلم سینمایی، سریال های تلویزیونی کوتاه به زبان فرانسه و انگلیسی، اقتباس های آزاد با همین تم و موضوع، و چند کمیک بوک می شود. اما رمان تاریخی ویکتور هوگو احتمالاً شهرت خود را بیش از هر چیز مدیون تئاتر موزیکالی است که در سال 1985 در منطقه ی وست اِند روی صحنه رفت و دو سال بعد در براودوی به کار خود پایان داد. از اوایل دهه ی 1990، تلاش های فراوانی صورت گرفته است تا از روی این تئاتر پرتجمل یک فیلم سینمایی تولید شود. زمانی که این پروژه در مرحله ی پیش تولید اسیر بود، حداقل سه نسخه ی اقتباسی غیر موزیکال از رمان «بینوایان» ساخته شدند: نسخه ی به یادماندنی Claude Lelouch محصول 1995، یک فیلم مهم انگلیسی زبان محصول سال 1998 ساخته ی بیلی آگوست و با هنرنمایی لیام نیسون و جفری راش، و یک سریال تلویزیونی کوتاه محصول سال 2000 با بازی ژرارد دپاردیو و جان مالکوویچ. نسخه ی موزیکال سینمایی سرانجام در سال 2011، پس از آنکه تام هوپر/ Tom Hooper کارگردان فیلم «سخنرانی پادشاه/The King's Speech» مسئولیت ساخت آن را برعهده گرفت، وارد مرحله ی تولید شد. اکنون، بیست سال پس از تلاش های اولیه برای ساخت آن، این فیلم سرانجام روی پرده رفته است.

منتقد: جیمز براردینلی (امتیاز 9 از10)------

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/binavayan/MV5BMTQ4NDI3NDg4M15BMl5BanBnXkFtZTcwMjY5OTI1OA@@._V1._SY317_.jpg


http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/binavayan/Screen%20Shot%202013-01-01%20at%207.54.31%20PM.jpegطرفداران نسخه ی تئاتری با دیدن این فیلم ناامید نخواهند شد. هوپر، در عین اینکه با موفقیت تمام در نسخه ی موزیکال خود محدودیت های یک اجرای تئاتری را پشت سر می گذارد، درونمایه و حال و هوای آن را حفظ می کند. از بسیاری جهات، این فیلم بیش از آنکه موزیکال باشد، یک اُپرا به شمار می رود. رقص و گفتگوی چندانی در کار نیست. بیشتر صحبت ها به سبک تک خوانی بیان می شوند و موقع اجرا دوربین روی نمای نزدیک چهره ی خواننده تمرکز می کند. قابل درک است که در فیلم «بینوایان» بعضی از قطعات موسیقی نسخه ی تئاتری حذف شده اند، اما تمامی سرودهای مهم اثر دقیقاً و با کیفیتی فوق العاده اجرا می شوند. یک ترانه ی جدید هم در این فیلم وجود دارد که به احتمال زیاد بیشتر برای این در فیلم گنجانده شده تا آن را شایسته ی دریافت جایزه ی اُسکار گرداند.

«بینوایان» از نظر جلوه های بصری اثر بی نظیری ست و طراحی صحنه و لباس آن، حتی با وجود رقیب جدی ای مانند فیلم «لینکلن/Lincoln» در میان فیلم های سال 2012 همتایی ندارد. هوپر در خلق مجدد فضای فرانسه ی قرن 19 میلادی عالی عمل می کند و از همین لحاظ است که فیلم تفاوت خود را نسبت به نسخه ی زنده نشان می دهد. ارتباط نزدیک میان خواننده هایی که مستقیماً رو به تماشاگر در حال اجرا هستند در فیلم وجود ندارد اما به جنبه های سینمایی آن این کمبود را جبران می کنند.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/binavayan/Screen%20Shot%202013-01-01%20at%207.54.44%20PM.jpegزمانی که تئاتر «بینوایان» در سال 1985 برای اولین بار در وست اِند بر روی صحنه رفت، بسیاری از طرفداران وسواسی ویکتور هوگو وحشت زده شده بودند. از روی اجبار، داستان خلاصه و کوتاه شده بود. این اتفاق در فیلم هم افتاده و تا مرزی پیش می رود که میتوان آن را نقیصه ی فیلم دانست. ریتم فیلم نیز یکدست نیست. دو سوم اول فیلم (تا آن نقطه ای از داستان که اگر اجرا به صورت تئاتر بود، آنتراکتی اعلام می شد) از لحاظ احساسی در مقایسه با یک سوم پایانی، درگیر کننده تر است. سکانس نبرد در پشت سنگر ها جالب توجه ترین بخش فیلم «بینوایان» نیست.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/binavayan/Screen%20Shot%202013-01-01%20at%207.53.40%20PM.jpegداستان فیلم در سال 1815 در فرانسه آغاز می شود. ژان والژان (هیو جکمن/ Hugh Jackman) بعد از طی محکومیت 19 ساله ی خود به دلیل دزدیدن یک قرص نان، از زندان آزاد می شود. او پس از آنکه شرایط اجباری آزادی مشروط خود را زیر پا می گذارد و تصمیم می گیرد زندگی شرافتمندانه ای را آغاز کند، نام خود را تغییر می دهد تا از تعقیب سرسختانه ی بازپرس ژاور (راسل کرو/ Russell Crowe) که به شدت علاقه دارد والژان را به چنگال عدالت برگرداند، در امان بماند. هشت سال بعد، او کارخانه داری ثروتمند و شهردار شهر «مونت فرمی» شده است. در آنجا، والژان فاحشه ای به نام فانتین (آنه هاتاوی/ Anne Hathaway) را از دستگیری نجات می دهد و به این شکل خود را در معرض خطر شناخته شدن توسط ژاور قرار می دهد. فانتین به بیماری مهلکی دچار است، با این حال پیش از آنکه بمیرد، والژان موافقت می کند تا از دختر کوچک او کوزت (ایزابل آلن/ Isabelle Allen) نگهداری کند. وقتی چیزی نمانده تا بازرس ژاور، والژان را شناسایی کند، او مجبور است مجدداً خود را گم کند، و این بار کوزت هم به عنوان دخترخوانده اش همراه اوست. نزدیک به یک دهه بعد، کوزت که حالا بزرگ شده (آماندا سیفراید/ Amanda Seyfried) عاشق یک جوان انقلابی به نام ماریوس (ادی ردماین/Eddie Redmayne) می شود. اما سه عنصر اساسی هستند که احتمال خوشبخت شدن آنها را به چالش می کشند: دخالت های اپونین (سامانتا بارکس/ Samantha Barks)، زن جوانی که عشق یک طرفه ی بیمارگونه ای نسبت به ماریوس دارد، خیزش مردمی در سراسر شهر که به شکلی بی رحمانه توسط نظامیان سرکوب می شود، و ترس خود والژان از اینکه با ازدواج کوزت، او را از دست بدهد.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/binavayan/les_miserables_02.jpgنقش آفرینی های فیلم همانقدر خوب هستند که در تبلیغات گفته شده است، و حتی ضعیف ترین خوانندگان یعنی «ساشا بارن کوئن/Sacha Baron Cohen» و «هلنا بنهام کارتر/Helena Bonham Carter» بهتر از آنچه توقع می رود ظاهر شده اند. هر کسی نوشته های مربوط به خودش را آواز می خواند و هوپر روشی غیرمعمول در پیش گرفته و ترانه ها را به صورت زنده و سرصحنه ضبط کرده است (به جای آنکه آنها را از پیش ضبط کند و از بازیگران بخواهد سر صحنه ی فیلمبرداری لب خوانی کنند). با توجه به مقدار کم دیالوگ هایی که به صورت صحبت بیان می شوند، به کار گرفتن این روش منطقی به نظر می رسد. به این شکل به هیچ یک از بازیگران نمی شود و صدایشان تحت الشعاع صدای بازیگران موفق تر قرار نمی گیرد. لزومی نداشته که برای موفقیت کار از حضور هنرمندان به نام عرصه ی اُپرا و آواز مانند مارنی نیکسون/ Marni Nixon بهره جسته شود.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/binavayan/Screen%20Shot%202013-01-01%20at%207.54.15%20PM.jpegدو مورد از نقش آفرینی های فیلم قابلیت این را دارند که مورد توجه اعضای آکادمی اُسکار قرار بگیرند. اجرای هیو جکمن در نقش ژان والژان، انسان خوبی که کارهای بدی انجام داده و در جستجوی رستگاری ست، متنوع و جالب توجه است. او باموفقیت تمام شخصیت والژان را در قالب زندانی لاغر اندام و خشنی که در صحنه ی ابتدایی می بینیم، و همچنین سنین بالاتر به نمایش می گذارد. حنجره اش برای آوازها مناسب است. آنه هاتاوی نیز شانس زیادی دارد تا به خاطر بازی خود در نقش فانتین در رشته ی بهترین بازیگر نقش مکمل زن که امسال رقبای چندانی هم برای آن دیده نمی شوند، برنده ی جایزه شود. او نه تنها بهتر از آنچه انتظار می رود آواز می خواند، بلکه این نقش بهترین نقش آفرینی او تا به امروز است. این از آن دست مواردی ست که یک بازیگر خود را آنقدر بالا می کشد تا بتواند نیازهای یک نقش را برآورده کند.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/binavayan/Screen%20Shot%202013-01-01%20at%207.54.00%20PM.jpegراسل کرو در نقش ژاور به صورت عجیبی دست کم گرفته شده است. آواز خواندن او استادانه است اما احتمال اینکه مورد تشویق زیادی قرار بگیرد کم است. آماندا سیفراید و ادی ردماین (نقش اول مرد در فیلم «هفته ی من با مریلین/My Week with Marilyn») هم خوب ظاهر شده اند، هر چند هر دوی آنها حداقل تا جایی که در این فیلم دیده می شود در آواز خواندن موفق تر از بازیگری عمل می کنند. دو نقطه ضعف فیلم، کوئن و کارتر هستند که در نقش خانم و آقای تناردیه بازی می کنند. صدای آنها به خوبی صدای باقی بازیگران نیست. و با وجود اینکه هر دوی آنها در به نمایش گذاشتن حس نفرت انگیز بودن عالی عمل می کنند، تصویر بیش از حد متفاوتی که از شخصیت ها ارائه می دهند کمی بیجا و نامتناسب به نظر می رسد. چنین کاری بر روی صحنه ی تئاتر بهتر از پرده ی سینما جواب می دهد.

سازندگان فیلم نهایت سعی خود را کرده اند تا نسبت به تئاتر «بینوایان» ادای دین کنند. کلم ویلکینسون/ Colm Wilkinson بازیگر نقش ژان والژان در آن نمایش، در نقش نه چندان غیر مهم شخصیت اسقف داین ظاهر می شود. یکی دیگر از بازیگران آن تئاتر، فرانسیس روفل/ Frances Ruffelle در نقش یک فاحشه حضور افتخاری کوتاهی در فیلم دارد. سامانتا بارکس، که در نسخه ی تئاتری اجرای لندن این نمایش هم نقش اپونین را بازی کرده بود (همچنین در کنسرت یادبود سالگرد 25 سالگی این نمایش)، اینجا هم در همان نقش حاضر می شود. علاوه بر آن، نقش بسیاری از شخصیت های جزئی فیلم توسط افرادی ایفا شده که زمانی در اجرای تئاتری این اثر شرکت داشته اند.

هوپر آنچه لازمه ی حفظ لحن جدی داستان است را انجام می دهد و سعی نمی کند از لحاظ جلوه های نمایشی از فیلم های موزیکال مهم سالهای اخیر مانند «شیکاگو/Chicago»، «دختران رؤیایی/Dreamgirls» و «نه/Nine» پیشی بگیرد. به جای آن، او از منبع اصلی داستان هم به اندازه ی نسخه ی موزیکال آن الهام می گیرد. نتیجه ی کار، اثر مجذوب کننده ای ست که بدون شک تماشاگران را شیفته ی خود کرده و به یکی از آثار موفق از لحاظ تجاری در فصل تعطیلات بدل خواهد شد. شاید 20 سال انتظار برای این فیلم زمان زیادی باشد، اما با چنین نتیجه ای، چه کسی می تواند بگوید که فیلم ارزش این انتظار را نداشت؟

ارسال شده توسط komeil keshtgar در ساعت 03:48 ق.ظ | نظرت شما ()