تبلیغات
html dir="ltr"> سینما
سینما
تحلیل آمار سایت و وبلاگ
«بران» با دیگر اکشن‌های معمول و سطحی سینمای آمریکا قابل مقایسه نیست و یک سر و گردن از همه آن‌ها بالاتر قرار می‌گیرد. با این وجود فیلم با تمام ویژگی‌های مثبت‌اش، نمی‌تواند از سطح «یکی از بهترین فیلم‌های سال» فراتر برود؛ اما هر گاه قرار باشد به فیلم‌های تعقیب و گریزی شاخص در دهه اخیر اشاره کنیم، بدون شک یکی از آن فیلم‌ها «بران» خواهد بود.

 

 

درباره فیلم بران / درایو (نیکلاس ویندینگ رفن) ***

اژدهای درون

تاکنون فیلم‌های فراوانی ساخته شده‌اند که شخصیت‌ اصلی‌شان یک راننده بوده‌ است؛ از فیلم‌های مهمی چون «راننده تاکسی» (مارتین اسکورسیزی/1976) و «راننده» (والتر هیل/1978) بگیرید تا اکشن‌های یک بار مصرفی چون سری فیلم‌های «ترانسپورتر» و «سریع و آتشین». نمونه‌های متاخر چنین فیلم‌هایی مملواند از کلیشه‌های بارها مصرف شده فیلم‌های تعقیب و گریز که خیلی هنر کنند می‌توانند صحنه‌های اکشن حجیم‌تر و عظیم‌تر خلق کنند و در این راه از قربانی کردن درام، شخصیت‌ها و البته قوانین فیزیکی هم هراسی ندارند. در چنین شرایطی ساختن یک فیلم راننده محور دیگر بدون آن‌که نه به دام کلیشه‌های رایج بیافتد و نه برای جذب مخاطب بی دلیل و بی منطق بر صحنه‌های اکشن‌اش بی‌افزاید و در عین حال خلاقیت هم به خرج دهد، نیاز به توانایی و البته اعتماد به نفسی دارد که گویا در کارگردان دانمارکی جوان فیلم «بران/درایو» یعنی نیکلاس ویندینگ رفن وجود داشته است. ویندینگ رفن که با ساخت سری فیلم‌های «پوشر»، در کشورش دانمارک به شهرت رسید؛ در سال 2008 اولین فیلم سینمایی انگلیسی زبان‌اش با نام «برانسون» را ساخت که نتوانست توجه چندانی به خود جلب کند. اما موفقیت «بران» در بین منتقدان و جایزه بهترین کارگردانی‌ای که از جشنواره کن امسال گرفت؛ نام ویندینگ رفن را بیش از گذشته به عنوان یک کارگردان جوان و اروپایی دیگر که می‌تواند در جریان اصلی هالیوود فیلم بسازد، مطرح کرد.

فیلم‌نامه «بران» را حسین امینی نوشته که فیلم‌نامه‌های آثاری چون «جود» و «بال‌های کبوتر» را در کارنامه خود دارد و برای دومی کاندید دریافت جایزه اسکار هم شده است. «بران» داستان یک شاگرد مکانیک ساکت و آرام با بازی رایان گاسلینگ را به تصویر می‌کشد که علاوه بر این کار و به واسطه تبحر فراوانی که در رانندگی دارد، از راه بدل‌کاری برای فیلم‌ها و رانندگی برای سارقان نیز پول در می‌آورد. اوضاع برای راننده (که اسمش در فیلم مشخص نمی‌شود) مانند همیشه پیش می‌رود تا این‌که زن جوانی (کری مولیگان) با او آشنا شده و مسیر زندگی‌اش را تغییر می‌دهد.

داستان که تکراری است؛ اما فیلم جذابیت‌اش را از فرم خلاقانه‌اش می‌گیرد. کافی است سکانس تعقیب و گریز ابتدای فیلم را ببینید تا مطمئن شوید با یک فیلم تکراری و متوسط دیگر طرف نیستید. فرم فیلم «بران» درست مانند شخصیت اصلی آن است؛ یعنی با ظاهری آرام و ساکت، اما از درون خشن و پرتلاطم. فیلم در مقایسه با آثار معمول اکشن ریتم آرامی دارد؛ در این‌جا از کات‌های سریع و ضرب آهنگ بالا و صحنه‌های پر تعداد اکشن خبری نیست. اما هر چه جلوتر می‌رویم هم فیلم و هم شخصیت راننده بیش‌تر ذات حقیقی‌شان را نشان می‌دهند و درست وقتی اولین حرکت خشونت آمیز راننده را می‌بینیم، تازه دست‌مان می‌آید با چه شخصیت و فیلم خشنی طرف هستیم. منش و رفتار شخصیت راننده یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت فیلم است که با بازی بسیار خوب رایان گاسلینگ همراه شده است. تاکنون قاتل‌ها و آدم‌کش‌های آرام و ساکت در فیلم‌ها کم ندیده‌ایم؛ اما با این وجود «بران» موفق می‌شود شخصیتی غیر کلیشه‌ای و جذاب خلق کند.

اگر سال پیش «آمریکایی» را داشتیم؛ امسال نیز در «بران» شاهد شخصیتی هستیم که یادآور شخصیت اصلی فیلم «سامورائی» (شاهکار درخشان ژان پیر ملویل) با بازی جاودانه آلن دلون است. خنده‌ای که راننده در پایان فیلم و در رستوران به آن گنگستر می‌کند، کاملا رضایت از به استقبال مرگ رفتن آلن دلون در «سامورائی» را به یاد می‌آورد. اما غیر از این‌ها «بران» به شدت وام‌دار فیلم‌های گنگستری دهه 70 و البته فیلم‌های نوآر است. تقدیر محکوم به شکست شخصیت اصلی فیلم و شخصیت زن داستان، ما را مطمئن می‌کند که با یک نئو نوآر طرف هستیم. از طرفی شخصیت راننده کمی هم یادآور وسترنرهای بی‌نام و نشانی است که زندگی‌ ساده‌شان با ورود یک زن پیچیده شده و دست آخر هم این وسترنر تنها است که باید به خاطر حفظ جان زن مورد علاقه‌اش با تنی زخمی شهر را ترک کند.

«بران» با دیگر اکشن‌های معمول و سطحی سینمای آمریکا قابل مقایسه نیست و یک سر و گردن از همه آن‌ها بالاتر قرار می‌گیرد. با این وجود فیلم با تمام ویژگی‌های مثبت‌اش، نمی‌تواند از سطح «یکی از بهترین فیلم‌های سال» فراتر برود؛ اما هر گاه قرار باشد به فیلم‌های تعقیب و گریزی شاخص در دهه اخیر اشاره کنیم، بدون شک یکی از آن فیلم‌ها «بران» خواهد بود.

در پایان باید به روند رو به رشد و قابل توجه رایان گاسلینگ هم اشاره کرد که در دو سال گذشته و با حضور در فیلم‌های «ولنتاین غم‌انگیز»، «بران» و «نیمه ماه مارس» توانسته به یکی از بازیگران موفق سینمای آمریکا تبدیل شود و با بازی در فیلم «دیوانه، احمق، عشق» در کنار استیو کارل، نشان دهد می‌تواند طیف مختلفی از نقش‌ها را به خوبی اجرا کند. حضور گاسلینگ در بین انبوهی از بازیگران مرد جوانی که فقط به درد بازی در کمدی رمانتیک‌های درجه دو می‌خورند، می‌تواند برای سینمای آمریکا غنیمت باشد.

تهران امروز

موضوع مطلب : نقد فیلم,
ارسال شده توسط komeil keshtgar در ساعت 04:01 ب.ظ | نظرت شما ()