تبلیغات
html dir="ltr"> سینما
سینما
تحلیل آمار سایت و وبلاگ

آشنایی من با مسعود فراستی به یکی از اظهار نظرهای مشهور او بر می گردد : "کیارستمی دکوپاژ بلد نیست" . این جمله برای من که در آن مقطع شیفته آثار کیارستمی بودم بسیار سنگین بود اما به هر حال در فضای نقد هنری قابل طرح و بحث بود . سالها از آن روز گذشته و حالا فراستی به لطف رانتی که از محلی نامعلوم دریافت کرده تبدیل به منتقد ثابت برنامه 7 شده است . فراستی تا قبل از شروع 7 برای من صرفا فردی بود که مایل است خلاف جریان آب شنا کند و بدین ترتیب در چشم مخاطبانش جلب توجه کند اما حضور او در 7 اثبات کرد که به قول نیما حسنی نسب "مدال شجاعت" را هم باید از او پس گرفت . نقدهای محافظه کارانه او در مقابل فیلمهای حکومتی کار را به جایی رسانده که صلاحیت بی طرفی او در مقام منتقد کاملا زیر سوال رفته . او در آخرین برنامه 7 فیلم تحسین شده جدایی نادر از سیمین  را به اصطلاح نقد کرد . چند خط زیر نه در دفاع از فیلم فرهادی – که نیازی به دفاع ندارد – که در دفاع از اصول و مفاهیم بنیادی جهان مدرن نوشته شده .

1 – مفاهیمی همچون مدرنیته و سنت و پیامدش انسان و زندگی مدرن موضوعاتی هستند که سالهاست در کانون توجه فلاسفه و متفکران قرار دارند و هر یک از زاویه دیدی خاص به تعریف این مقوله ها و ارائه ویژگی برای آنها اقدام کرده اند . بدین ترتیب در حوزه تفکر امروزی تعریف واحدی برای انسان مدرن وجود ندارد ، گرچه می توان خطوط کم رنگی را بعنوان مرزهای این دسته از مفاهیم بیان کرد . فراستی در 7 به سادگی بیان می کنند که کاراکتر نادر مدرن نیست . سوال اینجاست این نتیجه گیری بر اساس کدام تعریف انجام می شود ؟ و آیا نمی توان نظر دیگری را در رد تعریف ایشان ارائه داد ؟ ، در صورت پاسخ مثبت به سوال قبلی آیا شایسته است که یک منتقد از زاویه دید شخصی (بر فرض وجود) یک مفهوم چند وجهی را مورد نقد قرار دهد ؟ .

2 – اصول و اصولگرایی یک تعریف سطحی نزد آقای فراستی دارند . ایشان می فرمایند که کاراکتر راضیه به عنوان یک زن مذهبی حق پنهان کاری ندارد و یا نادر اگر فرد اصولگرایی است نباید دروغ بگوید . پر واضح است که این تعریف چقدر از واقعیت های جهان امروزین به دور است . انسان امروز را نمی توان در غالب این کلیشه ها طبقه بندی کرد . در جهان امروز نه تقیدات مذهبی درستی به همراه دارند و نه مبانی اخلاقی از پیش تعیین شده . جهان امروز جهان نسبیت است ، جهان تصمیم گیری های آنی . در چنین فضایی نمی توان سیاه و سفید قطعی تعیین کرد و بین نیکی و بدی کاملا مرز تعیین کرد . هنر فرهادی در درک همین نسبی گرایی است و باعث همذات پنداری بیننده ، حتی با اعمال ضد اخلاقی کاراکتر ها می شود ، همانطور که خیلی از ما ، علیرغم پایبندی به اخلاق بعضی اوقات از مرزها عبور می کنیم .

3 – فراستی تاکید دارد که پیام فیلم فرار از جامعه ایران است . فارغ از اینکه پیام فرهادی این بوده یا نه تصور می کنم این پیام پر بیراه هم نیست . جامعه امروز ایران در حال نزدیک شدن به یک فروپاشی اخلاقی است . آلت دست شدن اصول اخلاقی برای پیشبرد اهداف غیر اخلاقی بنیان اخلاق مداری را در جامعه ایران در معرض نابودی قرار داده است . در جامعه ای که اولین راهی که به ذهن هر فرد برای حل مشکلش می رسد در 70 درصد موارد دور زدن قانون است آیا می توان فضایی مناسب برای تربیت نسل بعد ایجاد کرد ؟

مشکلی که فراستی برای درک این فیلم دارد بسیار مشابه مشکل جماعت حکومتی در درک جامعه ایران است . فراستی می خواهد جامعه را با المان های ذهنی خودش تفسیر کند . او از جامعه در ذهنش تصویری دارد و حالا در صدد است که واقعیت بیرونی را مطابق با تصویر ذهنی اش شکل دهد . او از آدم مذهبی ، اصولگرا و ... در ذهنش نمونه هایی دارد که دیگر در جهان خارج وجود ندارند . او مدام در نقدش تاکید می کند که سیمین برنده دعواست و این امر را نادرست و غیر منطقی می داند چراکه از دید او سیمین ، کاراکتری که در صدد رفتن است نباید آدم خوب قصه باشد . کلیشه های فراستی حکم می کند که سیمین که مذهبی نیست و می خواهد از جامعه پر از دروغ فرار کند باید "بد من" باشد و این تصور کلیشه ای او بر کل فیلم سایه می اندازد .

این طرز فکر البته خیلی غریب نیست . در جامعه ای زندگی می کنیم که نیروی انتظامی اش از مطالبه مردم برای کنترل حجاب سخن می گوید ، حال آنکه اکثریت مردم جزء بد حجاب ها هستند . از دید این قشر مردم افراد حاضر در خیابان ها و امکان عمومی نیستند ، مردم در جایی پنهان شده اند و نظرشان را هم فقط این قشر خاص می تواند بشنود .

 

منبع: وبلاگ رونین

ارسال شده توسط komeil keshtgar در ساعت 11:56 ب.ظ | نظرت شما ()